X
تبلیغات
رایتل

جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 07:02 ب.ظ
این منم اینجا،در انتهای تنهایی خود مرگ خویش را به سوگ نشسته ام
این منم که عشق را از تو گدایی می کنم و در نوای هر آهنگ تو را می بینم
این منم پر از فریادهای فرو خفته،پر از دردهای ناگفته
این منم که دیوانه تو، نشانت را از هر کوی و کوچه ای می گیرم
آری این منم، من بودم....

"گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد"
نظرات (6)
جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 07:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 02:45 ق.ظ
گدایی واسه هر چیزی بده!اما واسه عشق از پادشاهی سره!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 11:41 ق.ظ
عجب وبلاگ قشنگی.....................
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 01:12 ب.ظ
نه این که یادم رفته باشی، اما نشانی‌ات دم دست‌ام نبود. و البته تنبلی و وب‌گردی بی‌حساب و بی برنامه ... خلاصه این که می خواستم ببینم بعد از ان خسته‌گی و بی راه گریز ماندن، بالخره چه شده که می‌بینم به تنهایی رسیده‌ای باز! و البته ان سلام بزرگ که چه خوب است.
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1383 ساعت 04:09 ب.ظ
بودنت روءیاییست به آشنایی حقیقت،
و حقیقتیست به لطافت یک روءیا، آبی.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1383 ساعت 01:43 ب.ظ
پس کجایی؟
مه آلودهء صبح است هنوز... نمی بینمت!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد